شیرین زبون ما
مهرسام این روزها هر روز با یه کلمه یا کار جدید سورپرایزمون میکنه و به نظر من شیرینترین روزهای بچهداری همین سنه. به من میگه مامان و نون آخرش رو با تاکید میگه وبه باباش با آهنگ میگه بابا و گاهی هم که من یا اطرافیان با اسم باباش رو صدا میزنیم اونم با شیطنت اسم هادی رو صدا میزنه و میگه آدی ی ی . بهش میگم مهرسام الکی گریه کن انقدر خندهدار الکی گریه میکنه که روزی صد بار ازش میخوام الکی گریه کنه اینطوری که دستاشرو مشت میکنه میاره جلو چشمش و تکون میده و صدای گریه درمیاره و من میمیرم ازخنده. میگیم مهرسام نماز بخون میره مهر میزاره جلوش و همون حالتی که پاهاش بازه و نشسته سرشو میزاره روش و ی...
نویسنده :
سحر
1:04



